بارش هاي شديد در راه است

مسافرين نوروزي غافلگير نشوند
بارش هاي شديد در راه است
عشق نیکو: روز 5 فروردين در گزارش مبسوطي كه با استفاده از بررسي نقشه هاي مختلف هواشناسي تدوين شده بود ، به عنوان اولين رسانه كشور ، از بارش هاي شديد در اين هفته ، بخصوص روزهاي مياني آن خبر داديم.

هم اينك سامانه كم فشار فعالي در شرق تركيه قرار دارد كه با حركت كندي به عرض هاي پايين تر نفوذ مي نمايد.

اولين امواج گسيل شده از اين سامانه در حال حاضر مناطق شمال غربي و غرب را تحت تاثير قرار داده و بارش ها شروع شده است.

اما به تدريج و از فردا برخورد اين سامانه با جريانات گرم و مرطوب جنوبي شرايط جبهه اي را به صورت رگبار ، رعد و برق و وزش بادهاي شديد در استانهاي خوزستان ، بوشهر ، هرمزگان، فارس، کهکيلويه و بويراحمد ، سيستان و بلوچستان و گيلان به همراه مي آورد كه سبب آبگرفتگي معابر عمومي خوهد شد.

از اواخر يكشنبه و روز دوشنبه علاوه بر مناطق فوق استانهاي کرمانشاه، لرستان، مرکزي، اصفهان، چهارمحال و بختياري، فارس، يزد، کرمان، خراسان جنوبي، گيلان، غرب مازندران، تهران، قم و قزوين هم درگير اين سامانه شده ، شاهد رگبار و رعد و برق هاي شديد به همراه آبگرفتگي معابر عمومي و طغيان رودخانه هاي محلي خواهند بود.

روز سه شنبه از شدت بارش ها در غرب و شمال غرب كاشته مي شود ، اما همچنان استانهاي كرمان ، هرمزگان ، سيستان و بلوچستان ، خراسان هاي جنوبي و رضوي ، قم ، مركزي ، تهران و قزوين نظاره گر رگبارهاي شديد بهاري خواهند بود.البته روز سه شنبه اين رگبارها متناوبا تكرار خواهند شد.

نكته بسيار مهم ديگر كاهش 5 الي 10درجه اي دما در سرتاسر كشور است كه در مناطق غربي و شمال شرقي شكوفه هاي بهاري را دچار سرمازدگي خواهد كرد.

ضمن اينكه در مناطق كوهستاني و سردسير كشور شاهد بارش برف و كولاك خواهيم بود.

پس اگر همين حالا در سفريد و يا قصد مسافرت داريد ، شك نكنيد كه سفر مشكلي را پيش رو خواهيد داشت ، شايد رعايت اصول ايمني و همراه داشت تجهيزات مناسب ، سفرتان را آسانتر كند ، با اين وجود اگر سفرتان ضروري نيست قيد آن را بزنيد يا حداقل از يكشنبه تا چهارشنبه با احتياطي دو چندان رانندگي كنيد.

احسان مرادي

پرده‌هاي نايلوني براي حمام مناسب نيست

پرده‌هاي نايلوني براي حمام مناسب نيست
عشق نیکو: تحقيقات جديد نشان مي دهد پرده هاي نايلوني حمام داراي مواد شيميايي زيادي است که با گرم شدن فضاي حمام تاثير مواد شيميايي به همراه بوي آن اثرات مخرب بر سلامت افراد دارد.

به گزارش خبرگزاري مهر، روزنامه واشنگتن پست در اين باره نوشت که تحقيقات نشان داد بوي خاص اين گونه پرده ها که در مجاورت با آب گرم افزايش مي يابد اثرات مخربي بر سيستم بدن دارد.

بنابرهمين گزارش تجمع مواد شيميايي مي تواند به بافت کبد، سيستم عصبي، تنفسي و توليد مثل صدمه وارد کند. اين بررسيها که از دو سال قبل آغاز شده نشان مي دهد که بسياري افراد با بوي خاص و غير سالم اين گونه پرده ها آشنايي دارند.

محققان معتقدند از عوارض کوتاه مدت اين مواد شيميايي بر بدن نيز مي توان به حالت تهوع و سردرد اشاره کرد.

بررسي‌ها نشان داده ترکيبات مواد شيميايي تشکيل دهنده پرده هاي نايلوني در واکنش با هوا و آب مي توانند اثرات مخربي بر سلامت بدن افراد داشته باشند.

در يکي از تحقيقات نشان داده شده اين پرده ها مي توانند تا 180 ترکيب مختلف از خود متصاعد کنند که هيچ يک مفيد نيستند. يکي از اصلي ترين مواد متشکله آنها را نيز "وينيل کلرايد" تشکيل مي دهد که در PVC وجود دارد و از جمله مواد سرطان زاي شناخته شده به شمار مي رود.

شعر رژ لب

 

چيست آشغال فرنگي به لبت مي مالي؟----------- ز چه تقليد کني از مدل تو خالي؟
اينکه امروز جواني و کني بد مستي-------------- ته آزاد رهت هست عذاب و پستي
رخ زيبا که نيازش به گريسکاري نيست--------- مصرف روژ و گريس عاقبتش بيماريست
گوهري باش ولي در صدف و پوشيده----------- زرشناس آيد و جايت بدهد بر ديده
گُل خلقت، شرف خويش به حراج مده----------- به گرازي که کمين کرده به تاراج مده
هدفِ خلقتِ سرکاره هوسبازي نيست----------- به خدا خالق از اين بندگي ات راضي نيست

به گزارش پايگاه شفا :محققان آمريکايي دريافتند مواد شيميايي موجود در رژ لب و لاک باعث افزايش خطر بروز سرطان سينه مي شود.
به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از خبرگزاري آلمان، محققان فيلادلفيايي طي يک تحقيق ثابت کردند ماده شيميايي موسوم به بوتيل بنزيل فقالات BBP باعث بروز اختلال در روند تشکيل بافت هاي سينه مي شود که بدنبال آن خطر بروز سرطان سينه افزايش پيدا مي‌کند.
بنابراين گزارش،BBP سنتزي در محصولات آرايشي مانند رژ لب ها و يا لاک ها استفاده مي شود تا آنها را براق نشان دهد.
اين گزارش حاکيست، BBP به گروهي از فقالات ها تعلق دارد که هورمون استروژن را شبيه سازي مي کند و تماس با آن بيماري هاي کليوي، ناباروري و صدمات جنيني را بدنبال دارد.
براساس اين گزارش، فقالات‌ها بعنوان نرم کننده در مواد پلاستيکي استفاده مي شوند و استفاده از آنها در اسباب بازي هاي نوزادان و دندان گير که هنگام دندان در آوردن نوزاد استفاده مي شود، ممنوع شده است.
يادآور مي شود، فعالان زيست محيطي به همين دليل خواستار ممنوعيت استفاده از BBP در صنعت توليد محصولات آرايشي شدند



واکنش هاي شما ! اینو بخونید خبر بالا رو ولش کنید!!! :
پنج نوع واکنش رو ميشه از خوانندگان اين مطلب حدس زد:


دسته اوّل: پسرايي که با اينجور مطالب به شدّت مخالفند. نمي دونم ولي شايد منافع چشم هاشون رو در خطر مي بينند! altبه عبارت بهتر: کاسه هاي داغ تر از آش


دسته دوم: دخترايي که براي ايندست تحقيقات تره هم خرد نمي کنند و استدلالشون هم اينه که: اي بابا! چقدر پاستوريزه ! کي سرطان گرفت که ما دوميش باشيم !


دسته سوم: مذکر جماعتي که با اينجور مطالب موافقند: حالا بعضي ها به دليل داشتن شمّه اي از \"غيرت شهدا نسبت به نواميسشون\" ، بعضيا هم به دليل خسته شدن از پرداخت هزينه هاي مواد آرايشي (بيچاره مي بينه پولي رو که با زحمت و عرق ريختن و اضافه کاري به دست اوورده بايد خيلي راحت بده بابت خريد موادي که خيلي زود تموم ميشن، بدون اينکه هيچ دردي از درداي زنديگيشون درمون بشه)


دسته چهارم: دخترايي که اينجور استدلال مي کنند: خدا و پيغمبر که ميگن آرايش نکن (مگر براي شوهر)، محققان و پژوهشگران هم که ميگن آرايش ضرر داره، منطق هم که ميگه: \"رخ زيبا که نيازش به گريسکاري نيست! \" ، اصول مد شناسي هم که ميگه: جديدترين و با کلاس ترين مد اينه که با بقيه فرق کني! خوب ديگه خداحافظي با آرايش هم فال است و هم تماشا، هم دنياست هم آخرت، هم رضايت خدا هم سلامت تن، هم باکلاس شدن هم صرفه جويي تو هزينه ها و ده ها \"هم\" ديگه!...


دسته پنجم: افرادي که - دختر يا پسرش توفيقي نمي کنه! - وقتي مي بينند مطلبي عکس نداره حتي زحمت خوندن تيترش رو هم به خودشون نميدن! چه برسه به اينکه با تأمل مطلب رو بخونند و باهاش مخالف يا موافق باشند!


راستي شما جزء کدوم دسته ايد؟...


منتظر نظراتتون هستم.... اگه قشنگ بود نظر بدید بازم بذارم...

تَختِ جَمشید

تَختِ جَمشید یا پارسه نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که سالیان سال پایتخت تشریفاتی امپراطوری ایران در زمان دودمان هخامنشیان بوده*است. باور تاریخدانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی که در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و احتمالا بخش عظیمی از کتابها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این*حال ویرانه*های این مکان هنوز هم در مرودشت در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است و باستان شناسان از ویرانه*های آن نشانه*های آتش و هجوم را بر آن تایید می*کنند.
این مکان از سال ۱۹۷۹ یکی از آثار ثبت شدهٔ ایران در میراث جهانی یونسکو است.
نام تخت جمشید
نام تخت جمشید در زمان ساخت «پارسَه» به معنای «شهر پارسیان» بود. یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه*شهر») خوانده*اند. در فارسی معاصر این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره*ای ایران می*نامند که در شاهنامه فردوسی نیز آمده*است.

[ چگونگی ساخت
قدیمی*ترین بخش تخت جمشید بر پایهٔ یافته*های باستان*شناسی مربوط به سال ۵۱۵ پیش از میلاد است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده*است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت، به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داريوش بزرگ آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت نوشته*های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی*شماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده می*کردند.ساخت این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید
کاخ*های تخت جمشید در نزدیکی رود کوچک پلوار که به رود کر می*ریزد ٬ بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده*اند در حالی که طرف شرقی ان بر روی کوه رحمت است و سه طرف دیگر با دیوارهای حافظ شکل داده شده*اند.دیوارهای حافظ با توجه به شیب زمین تغییر ارتفاع می*دهند.
وسعت* کامل کاخ*های* تخت* جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع* است که[از بخش*های* مهم* زیر تشکیل* یافته* است*:
کاخ*های* رسمی* و تشریفاتی* تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)
سرای* نشیمن* و کاخ*های* کوچک* اختصاصی*
خزانه*ٔ شاهی*
دژ و باروی* حفاظتی*

] پژوهش*های باستان*شناسی
اولین کاوش*های علمی در تخت جمشید توسط ارنست امیل هرتزفلد المانی در ۱۹۳۱ صورت گرفت.وی توسط مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو فرستاده شده بود.یافته*های وی هنوز در این موسسه نگه داری می*شوند. هرتزفلد معتقد بود دلیل ساخت تخت جمشید نیاز به جوی شاهانه و باشکوه٬ ٬ نمادی برای امپراتوری پارس و مکانی برای جشن گرفتن وقایع خاص به خصوص نوروز بوده*است.به دلایل تاریخی تخت جمشید در جایی که امپراتوری پارس پایه گذاشته شده بود ساخته شده*است.هر چند در زمان مرکز امپراتوری نبوده*است.
معماری تخت جمشید به دلیل استفاده از ستون*های چوبی مورد توجه قرار گرفته*است.معماران تخت جمشید فقط زمانی از سنگ استفاده کرده*اند که بزرگترین سرو*های لبنان یا ساج*های هند اندازه*های لازم برای تحمل سقف را نداشته*اند. در حالی که ته ستون*ها و سر ستون*ها از سنگ بوده*اند.

پلکان*های ورودی سکو و دروازهٔ ملل
ورود سکو، دو پلکان* است* که روبروی یکدیگر و در بخش شمال غربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکان*ها از هر طرف* ۱۱۱ پله*ٔ پهن* و کوتاه(به ارتفاع۱۰ سانتیمتر)* دارند. بر خلاف عقیده بسیاری از مورخین که مدعی بودند ارتفاع کم پله*ها به خاطر این بوده که اسب*ها نیز بتوانند از پله*ها بالا بروند، پله*ها را کوتاهتر از معمول ساخته*اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای* پلکان*ها، بنای* ورودی* تخت* جمشید، «[دروازه* بزرگ*]» یا «[دروازه خشایارشا|دروازهٔ خشایارشا]» یا دروازه ملل، قرار گرفته*است. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است. این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته*است که امروزه بقایای دروازه*های آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی* با سر انسانی* حجاری* شده* است*. این دروازه*ها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی تزیین یافته*اند. این کتیبه*ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می*کند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته*است.»
دو دروازه* خروجی* یکی* رو به* جنوب* و دیگری* رو به* شرق* قرار دارند و دروازه جنوبی* رو به* کاخ* آپادانا، یا کاخ* بزرگ* بار،
دارد
کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان*های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده*اند، نقوش حجاری*شده*ای را در دیوار کنارهٔ خود دارند. پلکان رو به شمال نقش*هایی از فرماندهان عالی*رتبهٔ نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل*های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده*است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می*شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می*شوند، دیده می*شود.
کاخ آپادانا از قدیمی*ترین کاخ*های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا شده*است، برای برگزاری جشن*های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می*شده*است.
این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می*یابد. کاخ آپادانا از ۷۲ ستون تشکیل شده*است که در حال حاضر ۱۴ ستون آن پابرجاست ته ستونهای ایوان کاخ گرد ولی ته ستونهای داخل کاخ مربع شکل میباشد

کاخ تچر
تچر یا تچرا به معنای خانه زمستانی می*باشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده*است. روی کتیبه*ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»
این کاخ یک موزه خط به شمار می*رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون*ها از نمای جلویی*های مصری استفاده شده*است. قسمت اصلی کاخ توسط داریوش بزرگ و ایوان و پلکان سنگی جنوبی توسط خشایار شاه و پلکان سنگی غربی توسط اردشیر دوم بنا شده*است

کاخ هَدیش
این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده*است در مرتفع*ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی*ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ*ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ*ها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده ۶*۶ ستون قرار داشته*است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی*ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده*اند. هدیش به معنای جای بلند میباشد و چون خشایار شاه نام زن دوم او هدیش بوده*است نام کاخ خود را هدیش میگذارد این کاخ در جنوبی ترین قسمت صفه قرار دارد و قسمت*های زیادی از کف از خود کوه میباشد

کاخ ملکه
این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده*است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین*تری قرار گرفته*است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق*شناس مشهور، پرفسور ارنست امیل هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته*است.

ساختمان خزانهٔ شاهنشاهی
این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده*است با دیوار عظیمی از بقیهٔ تخت جمشید جدا می*شود.

کاخ صدستون
وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن به*وسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته*اند، بالا نگه داشته می*شده*است.

کاخ* شورا
به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالاً شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می*پرداخته*است. با توجه به نقوش حجاری شده، از یکی از دروازه*ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می*شده*است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می*گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

آرامگاه*های شاهنشاهان
در فاصله ۶ و نیم کیلومتری از تخت جمشید نقش رستم قرار دارد.در نقش رستم آرامگاهای شاهنشاهانی مانند داریوش بزرگ ٫ خشایارشا ٫ اردشیر یکم و داریوش دوم واقع است.آرامگاه پنجمی هم هست که نیمه کاره باقی مانده و احتمالا متعلق به داریوش سوم است.
مجموعه* کاخ*های* تخت* جمشید، در سال* (۳۳۰ پیش* از میلاد) به* دست* اسکندر مقدونی به* آتش* کشیده* شد و تمام* بناهای* آن* به* صورت* ویرانه* در آمد.[] از بناهای* بر جای* مانده* و نیمه* ویرانه*، بنای* مدخل* اصلی* تخت* جمشید است که* به* کاخ* آپادانا معروف* است* و مشتمل* بر یک* تالار مرکزی* با ۳۶ ستون* و سه* ایوان* ۱۲ ستونی* درقسمت*های* شمالی*، جنوبی* و شرقی* است* که* ایوان*های* شمالی* و شرقی* آن* به*وسیله* پلکان*هایی* به* حیاط*های* مقابل* متصل* و مربوط* می*شوند. بلندی* صفه* در محل* کاخ* آپادانا ۱۶ متر و بلندی* ستون*های* آن* ۱۸ متر است*. این*مجموعه* در فهرست* آثار تاریخی* ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به* ثبت* رسیده* است*
سنگ**نبشته*های داریوش بزرگ
شش رَج به سه زبان چندین بار روی چهارچوب*های اندرونی کاخ داریوش، بالای نگاره*های داریوش و هم*راهانش آمده*است. «داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ هخامنشی، کسی که این کاخ را ساخت»
یک رَج به سه زبان روی پوشاک داریوش؛ هم اکنون در بخش نشان*های نسک*خانهٔ میهنی پاریس نهاده*است. «داریوش شاه بزرگ، پسر ویشتاسب هخامنشی»
رَج به سه زبان، هجده بار روی رخبام پنجرهٔ همان اندرونی کاخ داریوش بسامد شده*است. «رخبام پنجره سنگی ساخته شده در کاخ داریش شاه»
بیست و چهار رَج تنها به زبان پارسی باستان، روی دیوار جنوبی کاخ داریوش. ۰۱ اهورامزدای بزرگ، بزرگ*ترین ِ بغان، او داریوش شاه را آفرید، او شهریاری را به او ارزانی داشت؛ بخواست اهورامزدا داریوش شاه است. ۰۲ داریوش شاه گوید: این کشور پارس که اهورامزدا به من ارزانی داشت، زیبا، دارنده* اسبان خوب، دارندهٔ مردان خوب، به خواست اهورامزدا و نیز من داریوش شاه، از دیگری نمی*ترسد. ۰۳ داریوش شاه گوید: اهورامزدا مرا یاری کند، با بغان خاندان شاهی و این کشور را اهورامزدا از دشمن، از خشک*سالی، از دروغ بپاید! به این کشور نه دشمن، نه خشک*سالی، نه دروغ بیاید؛ این را من چون بخشایشی از اهورامزدا با بغان خاندان شاهی درخواست می*کنم. باشد که این نیکی را اهورامزدا با بغان خاندان شاهی به من بدهد.
به زبانهای ایلامی و اکدی هر کدام بیست و چهار رَج. نوشتهٔ پارسی باستان ندارد. ۰۱ من داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهای بسیار، پسر ویشتاسپ هخامنشی هستم. ۰۲ داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا این*ها هستند کشورهایی که من افزون بر مردم پارسی، از آنِ خود کردم، که از من ترسیدند و به من باژ دادند: ایلام، ماد، بابل، ارابایه، آشور، مسر، ارمنیه، کبدوکیه، سارد، ایونی*هایی خشکی و (آن*ها) که کنار دریا هستند، و کشورهایی که آن سوی دریا هستند، اسَگرتیا، پارت، زرنگ، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، ثتگوش، رخج، سند، گندار، سَکَ، مَکَ. ۰۳ داریوش شاه گوید: اگر اینگونه بیندیشی «از دیگری نترسم» این مردم پارس را بپای؛ اگر مردم پارس پاییده شوند، از این پس شادی پیوسته به دست اهورا بر این خاندان فرو خواهد رسید.
سه زبانه، پارسی باستان ده رَج، ایلامی هفت رَج و اکدی هشت رَج، روی دو لوح طلایی و دو لوح سیمین که هم اکنون در تهران نگه*داری می*شوند. ۰۱ داریوش شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورها، پسر ویشتاسپ هخامنشی. ۰۲ داریوش شاه گوید: این است شهریاری که من دارم، از سکاهای آن سوی سغد، از آن جا تا کوش (اتیوپی)، از هند، از آن جا تا سارد، که آن را اهورامزدا،؛ بزرگ*ترین ِ بغان بر من ارزانی داشت. اهورامزدا مرا و خاندان مرا بپاید.
سه زبانه هر زبان یک رَج، روی دست*گیرهٔ دری از سنگ لاجورد ساختگی. «دست*گیرهٔ در از سنگ گران*بهایی ساخته شده در کاخ داریوش شاه»

[سنگ* نوشته*های خشایارشا:
خدای بزرگ اهورامزدا است، که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که آدم را آفرید، که شادی را برای آدم آفرید، که خشایارشا را شاه کرد٬ یک شاه از بسیاری٬*یک فرمان*دار از بسیاری.
من خشایارشا٬ شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه سرزمین*های دارندهٔ همه گونه مردم*، شاه در این زمین ِ بزرگِ دور و دراز. پسر داریوش شاه هخامنشی.
شاه خشایارشا گوید: به خواست اهورامزدا این دالانِ همه کشورها را من ساختم. بسیار (ساختمان) خوب دیگر در این (شهر) پارس ساخته شد٬ که من ساختم و پدر من ساخت. هر بنایی که زیبا دیده می*شود ٬*آن همه را بخواست اهورامزدا ساختیم.
شاه خشایارشا گوید: اهورامزدا مرا و شهریاری مرا بپاید و آن چه را که به دست من ساخته شده و آن چه را که به دست پدر من ساخته شده، آن را اهورامزدا بپاید.
شاه خشایارشا گوید: داریوش را پسران دیگری بودند٬ ولی چنان که اهورامزدا را کام بود٬ داریوش٬ پدر من٬ پس از خود٬ مرا بزرگ*ترین کرد. هنگامی که پدر من داریوش از تخت کنار رفت٬ به خواست اهورامزدا من بر جای*گاه پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم٬ بسیار ساختمان*های والا ساختم. آن چه را که به دست پدرم ساخته شده بود٬ من آن را پاییدم و ساختمان دیگری افزودم. آن چه را که من ساختم و آن چه که پدرم ساخت آن همه را به خواست اهورامزدا ساختیم.
شاه خشایارشا گوید: پدر من داریوش بود؛ پدر داریوش ویشتاسب نامی بود. پدر ویشتاسب ارشام نامی بود. هم ویشتاسب و هم ارشام هر دو در آن هنگام زنده بودند٬ اهورامزدا را چنین کام بود٬* داریوش٬ پدر من٬ او را در این زمین شاه کرد. زمانی که داریوش شاه شد٬ او بسیار ساختمان*های والا ساخت.
جایگاه کنونی این سازه
در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارجگذاری به گذشتگان این سرزمین، تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به این بنا توجه فراوانی گردید و محمدرضاشاه پهلوی جشن*های دوهزار و پانصد سال شاهنشاهی ایران را در این سازهٔ کهن انجام داد. با آغاز رویداد انقلاب اسلامی این سازه را یادگار شاهان خواندند و بسیار مورد بی*مهری قرار دادند.از جمله آیت الله خلخالی اولین حاکم شرع دادگاههای انقلاب برای تخریب آن عازم شد، اما با مقاومت مردم و پرسنل پارسه ناکام ماند.[۸] ولی امروزه می*توان تخت جمشید را نام*آورترین و دوست*داشتنی*ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست.
سد سیوند در ۹۵ کیلومتری شمال شیراز، ۵۰ کیلومتری شهر باستانی پارسه و حدود ۱۰ کیلومتری پاسارگاد بر روی رودخانهٔ سیوند ساخته شده*است. رودخانهٔ پلوار بین این دو محوطهٔ باستانی ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو (تخت جمشید و پاسارگاد) در کنار آرامگاه کوروش و در دل تنگه بلاغی جریان داد.با آبگیری این سد مخالفت های بسیاری صورت گرفته است.معترضان به آب گیری سد سیوند معتقدند آب گیری این سد پیامدهای ناگواری را برای میراث فرهنگی و طبیعی منطقهٔ دشت پاسارگاد و تنگه بلاغی به همراه خواهد داشت.

هنرهای معماری تخت جمشید
یکی از هنرهای معماری در تخت جمشید این است که نسبت ارتفاع سر درها به عرض آنها و همین طور نسبت ارتفاع ستون*ها به فاصلهٔ بین دو ستون نسبت طلایی است. نسبت طلایی نسبت مهمی در هندسه*است که در طبیعت وجود دارد. این نشانگر هنر ابرانیان باستان در معماری است

جنگ چالدران

جنگ چالدران میان سپاه قزلباش ایران به فرماندهی شاه اسماعیل یکم صفوی و ارتش عثمانی به فرماندهی سلطان سلیم یکم در ۳۱ مرداد ۸۹۳ هجری خورشیدی رخ داد. محّل این نبرد در دشت چالدران (در شمال آذربایجان غربی) بود. در این جنگ نیروهای اندک قزلباش که در حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار تن بودند با سپاه چندصد هزار نفری عثمانی جنگیدند و با اینکه سلحشوری بسیاری به خرج دادند، به دلیل کمی نفرات و نداشتن اسلحه*های گرم از سپاه عثمانی شکست خوردند. این در حالی بود که ارتش عثمانی دارای توپخانه و تفنگهای انفرادی بود، ولی سربازان ایرانی با شمشیر، نیزه، و تیروکمان می*جنگیدند. پس از این جنگ، بخشی از شمال*باختر ایران که شامل غرب کردستان، دیاربکر و عراق عرب بود، از ایران جدا شد و به دست عثمانی افتاد. جنگ به مدت سه روز ادامه داشت. فرماندهی سپاه امپراتوری عثمانی را سلطان سلیم یکم به عهده داشت و شاه اسماعیل یکم صفوی نیز شخصاً فرمانده کل قوای معدود ایران بود.
صفویان در پی فشارهای عقیدتی بر علویان در امپراتوری عثمانی با جمع آوری و پناه دادن به آنها و بویژه نیروهای ینی چری نیروی نظامی قوی از نیروهای ینی چری علوی تشکیل داد و توانست حکومت مرکزی کشور ایران به صورت کنونی را پایه ریزی کند.
این اقدامات پادشاه امپراتوری عثمانی را که قصد حمله نهایی جهت تصرف اروپا را داشت از طرف مرزهای شرقی نگران ساخت و لذا لشکرکشی به سمت ایران را شروع کرد. این جنگ در محل چالدران آغاز و پایان یافت
علت وقوع جنگ
قدرت گرفتن شاه اسماعیل در عرصه نظامی وسیاسی با پیوستن صوفیان ترکمنی بود که بیشترشان در نواحی آناتولی و شام زندگی می کردند.در واقع بخش بزرگی از قبایل قزلباش پیش از پیوستن به شاه اسماعییل در آناتولی زندگی می کردند و پس مهاجرت قبایل اصلی نیز بخش بزرگی از مردمان آناتولی که در سرزمینهای خود باقی مانده بودند هم پیرو و یا متمایل به تشیع صوفی صفوی بودند. سازمان تبلیغی تصوف صفوی پیوسته از طریق شبکه های منظم خود و توسط خلفا ، دده ها و ... مریدان را به پیوستن به مرشد کامل فرقه که شاه اسماعیل بود تشویق می کردند.شاه اسماعیل نیز خود به خوبی از این امر آگاه بود و در نامه ای به سلطان عثمانی این مطلب که بسیاری از مردمان ساکن در سرزمینهای عثمانیان پیرو او هستند را به رخ او کشیده بود. بدون شک ادامه حکومت سنی مذهب عثمانیان بدون محدود یا نابود کردن این روند کاملاً با مشکل مواجه می شد.به گفته برخی مورخین اگر در جنگ چالدران شاه اسماعیل به پیروزی می رسید شاه اسماعیل به قدرتی فراتر از تیمور دست می یافت و بی شک روند گسترش تشیع صفوی امپراتوری عثمانی را که تازه در ابتدای کار بود از صفحه روزگار محو می کرد همه این موارد انگیزه لازم برای یک رویارویی سرنوشت ساز و محتوم را برای هردو طرف محیا می سازد.اما برای این نبرد سرنوشت ساز دلایل دیگری هم وجود داشت که فقط تسریع کننده بودند.
شاه اسماعیل در تلاشی ناکام از رقبای سلطان سلیم پس از مرگ سلطان بایزید حمایت و پشتیبانی کرد.در مقابل سلطان سلیم اندکی پیش از شروع جنگ دست به قتل عام شیعیان در قلمرو عثمانی زدو کسانی هم که کشته نشدند داغ زده شدند و به متصرفات اروپایی تبعید شدند.

نبرد سرنوشت
سلطان سلیم با سپاهی که تعداد آنرا در حدود صد هزار نفر نوشته اند به سمت ایران حرکت کرد تا اینکه در اول رجب سال 920 (اوت 1514) به دشت چالدران در شمال غربی خوی رسید و در آنحا اردو زد . تعداد نفرات ایران را در این جنگ حدود چهل هزار نفر نوشته اند.پیش از نبرد شاه اسماعیل و فرماندهان سپاه برای تعیین استراتژی نبرد تشکیل جلسه دادند.نور علی خلیفه و محمد خان استاجلو به دلیل آشنایی قبلی که از روشهای جنگی عثمانیان و قدرت ویرانگر توپخانه داشتند پیشنهاد کردند که قبل از انکه دشمن موفق به تکمیل آرایش دفاعی خود گردد حمله را از پشت به آنها آغاز کنند.این نظر کاملاً منطقی با مخالفت شاه اسماعیل و دورمیش خان استاجلو مواجه شد که البته نتیجه آن شکستی سخت و تلخ بود .
شاه اسماعیل به عثمانیان فرصت داد تا آرایش دفاعی خود را کامل کنند.دوازده هزار ینی چری مسلح به شمخال در پشت زنجیره ای از توپها قرار گرفتند مانعی که به صورت سدی تفوذ ناپذیر در مقابل سپاه ایران که بیشتر سواره نظام بودند قرار گرفت.با شروع جنگ جناح راست سپاه ایران جناح چپ عثمانیان را در هم کوبید و فرمانده آنها حسن پاشا نیز کشته شد.صلابت نخستین یورش سپاه ایران به حدی بود که سلطان سلیم لحظاتی پس از شروع در گیری به گمان اینکه کارش با شکستی برق آسا به اتمام رسیده در پی گریز از معرکه بود . اما با شروع به کار کردن توپهای باقی مانده نتیجه جنگ به سرعت به نفع او تغییر کرد.استفاده از توپخانه برای ایرانیان مصیبت بار بود.بسیاری از سپاهیان ایران و بسیاری از فرماندهان و صاحبان مناصب در معرکه کشته شدند و خود شاه اسماعیل نیز با فداکاری چند قزلباش جان سالم از معرکه به در برد.سلطان سلیم پس از در هم شکستن سپاه صفوی به دلیل ترس از وجود تله به تعقیب سپاه ایران نپرداخت و تنها چند روز بعد به تبریز وارد شد.

نتایج شکست
نخستین نتیجه نظامی جنگ از دست رفتن ناحیه دیار بکر و بخش*هایی از کردستان بود.سلطان سلیمان شهر تبریز را نیز تصرف کرد اما به دلیل کمبود آذوقه مجبور به بازگشت شد و حکومت نو پای صفویه از نابودی حتمی نجات یافت. اما ضربه روحی ناشی از این شکست برای شاه اسماعیل خرد کننده بود به طوریکه پس از آن هیچگاه در هیچ جنگی مستقیما فرماندهی را به عهده نگرفت و در بسیار از موارد حتی از کارهای روزمره سلطنت نیز کناره می گرفت.تا پیش از این شاه اسماعیل هیچگاه در هیچ جنگی شکست نخورده بود و خود را شکست نا پذیر می دانست.این شکست در روحیه قزلباشان نیز به شدت اثر کرد و عقیده شکست ناپذیری شاه اسماعیل را در ذهن اکثر آنان از میان برد. از این پس دیگر اطاعت قزلباشان از شاه بیشتر به عنوان اطاعت از شاهی مقتدر بود تا مرشد کامل.تأثیر این تغییر روحیه را می توان به خوبی در رفتار امرای قزلباش در زمان شاه طهماسب اول مشاهده نمود.
عدم استفاده از سلاح آتشین به خصوص توپ در این جنگ بر خلاف نظر بسیاری از مورخین و به شهادت متون تاریخی ناشی از عدم آشنایی ایرانیان با اینگونه سلاحها نبود بلکه علت این بود که شاه اسماعیل و اکثر پیروانش استفاده از آین گونه سلاح را دور از مروت و مردانگی می دانستند.بر اساس سفرنامه های اروپاییان و به خصوص ونیزیانی که پیش از شاه اسماعیل ا زایران دیدن کرده بودند ایرانیان حتی از زمان سلطه آق قویونلو ها با این نوع اسلحه آشنایی داشته اند