درگذشتگان سينماي ايران درسال 87

درگذشتگان سينماي ايران درسال 87
عشق نیکو: سينماي ايران در سالي كه گذشت، تعدادي از هنرمندانش را از دست داد.داود اسدي، شاهرخ سخايي، اسماعيل داورفر، خسرو شكيبايي،احمد آقالو، فرهنگ معيري، جواد خدادادي، فرهاد خان‌محمدي، مهرداد فخيمي،رضا ارحام صدر،فريدون خوشابافرد و مهري مهرنيا، از جمله سينماگراني بودند كه در سال 87 به ديار باقي شتافتند.

 "داوود اسدي " در گذشت

داوود اسدي بازيگر سينما و تلويزيون ساعت دو بامداد - شنبه و در سومين روز از فروردين در سن 38سالگي بر اثر سكته قلبي در گذشت.

"ساعت خوش " نخستين تجربه تلويزيوني اين هنرمند بود. مرحوم اسدي كه پس از بازي در اين مجموعه تلويزيوني به چهره اي شناخته شده براي بسياري از بينندگان تلويزيوني و بخصوص جوانان تبديل شده بود، طي سالهاي اخير كمتر به ايفاي نقش در سريال‌ها پرداخت.

مرحوم اسدي همچنين در سه فيلم "سرحد "، "مادرم گيسو " و "ديدار " بازي كرده است.

در گذشت "شاهرخ سخايي " هنرمند عكاس

شاهرخ سخايي عكاس سينما ، شنبه ، سوم فروردين ماه بر اثر عارضه قلبي در سن 55 سالگي در گذشت . شاهرخ سخايي فارغ التحصيل دوره دو ساله‌ عكاسي آمريكا ، پيشتر مسووليت كارگاه عكس و آرشيو هنرمندان بنياد فارابي و همچنين كارگاه عكس و اسلايد آرشيو موزه شهدا را برعهده داشته است. از ديگر فعاليت‌هاي عكاسي او مي‌توان به فيلم‌هاي ماديان، عروس حلبچه، دو فيلم با يك بليط، نقش عشق، دادستان، جنگ نفتكش‌ها، مرسدس، مرد عوضي و ميهمان مامان ، اشاره كرد.

پيكر آن مرحوم ساعت 10 صبح دوشنبه، پنجم فروردين ماه ، از مقابل منزلش تشييع و در قطعه‌ هنرمندان بهش زهرا (س) به خاك سپرده ‌شد.

"اسماعيل داورفر " درگذشت

"اسماعيل داورفر " يكي از پيشكسوتان عرصه بازيگري در سينما، تئاتر و تلويزيون صبح روز 14 ارديبهشت ماه درگذشت.

مرحوم "داور‌فر " امروز در سن 76 سالگي بر اثر سرطان درگذشت. او بازي در تئاتر را از سال 1335 و همچنين بازي در سينما را از سال 1348 با فيلم "گاو " به كارگرداني "داريوش مهرجويي " شروع كرد.

از جمله كارهاي او در سينما مي‌توان به تعطيلات تابستاني (1374)، تحفه هند (1373)، روزهاي خوب زندگي (1373)، مهريه بي بي (1373)، پادزهر (1372)، عيالوار (1371)، آقاي بخشدار (1370)، زير بامهاي شهر (1368)، افسون (1367)، لنگرگاه (1367)، وكيل اول (1365)، تاتوره (1363)، سرايدار (1355)، غبار نشينها (1353)، صادق كرده (1351) و آقاي هالو اشاره كرد.

پيكر مرحوم "اسماعيل داورفر " 17 ارديبهشت از مقابل تالار وحدت تشييع شد.

درگذشت "فرهنگ معيري " چهره‌پرداز ايراني

"فرهنگ معيري " طراح چهره‌پردازي پيشكسوت ايراني صبح امروز درگذشت.

اين چهره‌پرداز ايراني سينما و تئاتر ساعت 8 صبح روز 21 ارديبهشت بر اثر سكته قلبي دارفاني را وداع گفت.
فرهنگ معيري سال 1322 در شهر مرند متولد شد. وي عضو گروه چهره‌پردازان سيماي جمهوري اسلامي و مدير آموزشگاه چهره پردازي "آينه در آينه " بوده است.

طراحي چهره‌پردازي فيلم‌هايي چون اشك سرما، رخساره،سگ كشي، افعي، نقش عشق، سفر عشق، سرزمين آرزوها، شناسايي، اتاق يك، پرواز در شب، ماديان، رخساره توسط وي انجام شده است.

او همچنين طراح چهره‌پردازي فيلم‌هايي چون مسافران، شايد وقتي ديگر، شكار، كاني مانگا ، باشو غريبه كوچك، طلسم،خانه عنكبوت،نقطه ضعف،اشباح،خط قرمز، چريكه تارا، سفر سنگ و كلاغ بوده است.

"گناه من "(مهرشاد كارخاني) از آخرين كارهاي مرحوم معيري به شمار مي‌رود.

"وحيد مجتهدي " سينمادار درگذشت

مراسم تشييع پيكر "وحيد مجتهدي " مديرسينما اروپا درگ روز نهم تيرماه او از مقابل "خانه سينما " به سمت بهشت زهرا(س) برگزار شد.

"مجتهدي " كه هنگام فوت 62 سال سن داشته، مدير و صاحب سينما اروپا بوده است. "

"وحيد مجتهدي " پسر "جمال مجتهدي " از قديمي‌ترين سينماداران و تهيه‌كنندگان سينماي ايران است كه دو ماه قبل دارفاني را وداع گفت.

وي به دليل سكته قلبي دارفاني را وداع گفت.

درگذشت "خسرو شكيبايي "

"خسرو شكيبايي " بازيگر محبوب سينما، تئاتر و تلويزيون پس از دوره اي جدال با بيماري و مرگ، صبح روز جمعه 28تيرماه در سن 64 سالگي در تهران درگذشت تا كارنامه يكي از هنرپيشگان نامدار معاصر ايران براي هميشه بسته شود.

پيكر اين هنرمند بزرگ روز يكشنبه 30 تيرماه و با بدرقه ميليوني مردم از مقابل تالار وحدت به سوي قطعه هنرمندان تشييع شد.

او براي فيلم‌هاي "يكبار براي هميشه "، "سايه به سايه " و "كاغذ بي خط " نامزد دريافت سيمرغ بلورين بوده است. خط قرمز، دادشاه، صاعقه، رابطه، دزد و نويسنده، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جستجو در جزيره، سارا، پرواز را بخاطر بسپار ، يكبار براي هميشه، بلوف، كيميا، پري ، درد مشترك ، لژيون ، سايه به سايه، خواهران غريب، سرزمين خورشيد، عاشقانه ، رواني، زندگي ، دختردايي گمشده، ميكس، دختري بنام تندر، كاغذ بي‌خط ، مزاحم، اثيري، صبحانه براي دو نفر، ازدواج صورتي، سالاد فصل ، حكم، ستاره‌ها ، عروسك فرنگي، چه كسي امير را كشت؟، دلشكسته، دوشيزه باران، حيران، از جمله كارهاي سينمايي وي بوده‌اند.

آخرين حضور شكيبايي در برابر دوربين، در جريان دومين جشن كانون منتقدان سينما بود كه وي در آن به عنوان يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب مورد تجليل قرار گرفت و جايزه دريافت كرد.

درگذشت دستيار فيلمبردار با سابقه سينماي ايران

احمد ابراهيمي، دستيار فيلمبردار باسابقه سينماي ايران روز 10 مرداد ماه به علت نارسايي قلبي درگذشت.

وي از جمله دستياران فيلمبردار باسابقه سينماي ايران متولد سال 1323 بود و كار خود را در سال 1339 با فيلم "چشمه عشاق " ساخته احمد صباحي به عنوان دستيار فيلمبردار شروع كرد و طي سال‌هاي قبل و بعد از انقلاب اسلامي يكي از فعال‌ترين دستياران فيلمبردار در سينماي ايران بود.

"رضا آقاربي " بازيگر سينما و تلويزيون درگذشت

"رضا آقاربي " بازيگر سينما و تلويزيون در سن 50 سالگي به دليل ايست قلبي دارفاني را وداع گفت.
اين بازيگر كه سريال‌هاي "مختارنامه " و "يوسف پيامبر " از آخرين فعاليت‌هاي وي به شمار مي‌روند، صبح روز پنجشنبه 17 مرداد، هنگام ورزش صبحگاهي در پارك نزديك محل سكونت خود، دچار حمله قلبي شد و جان به جان آفرين تسليم كرد.

بنا بر اين گزارش، رضا آقاربي متولد 1337 تهران، فعاليت هنري خود را سال 1360 با تئاتر آغاز كرد. بازي در فيلم "پرچمدار " به كارگرداني شهريار بحراني نخستين تجربه سينمايي اوست.

حماسه دره شيلر، خانه اي مثل شهر، عروس حلبچه، دو همسفر و دايره سرخ از كارهاي بلند سينمايي وي بودند.
مراسم تشييع جنازه "رضا آقاربي " رأس ساعت 9 صبح روز يكشنبه 20 مرداد، از مقابل خانه هنرمندان به‌سوي قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) برگزار شد.

"مهرداد فخيمي " فيلمبردار سينماي ايران درگذشت

"مهرداد فخيمي " فيلمبردار با سابقه سينماي ايران در سن 69 سالگي در منزلش درگذشت.

فخيمي كه از مدت‌ها پيش از بيماري سرطان ريه رنج مي‌برد و تا دو روز نيز در بيمارستان بستري بود، سرانجام صبح روز 23 مرداد بر اثر عوارض اين بيماري در منزل خودش چشم از جهان فرو بست.

مهرداد فخيمي متولد 1318 تهران، فارغ‌التحصيل فيلمبرداري از آلمان بود و فعاليت هنري را با ساخت فيلم‌هاي كوتاه همانند "جام حسنلو "، "نان و كوچه "، "اربعين " و ... آغاز و سينماي حرفه‌اي را سال 1353 با فيلمبرداري فيلم "غريبه و مه " به كارگرداني بهرام بيضايي تجربه كرد.

حاجي واشنگتن، مرگ يزدگرد، پاييزان، چريكه تارا، كلاغ ،مسافران،كمال الملك،وكيل اول و سريال هزاردستان از جمله كارهاي به ياد ماندني اين هنرمند فقيد است.

وي در دهمين جشنواره بين المللي فيلم فجر برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري براي فيلم "مسافران " شد و سال 65 نيز نامزد دريافت اين جايزه براي فيلم "ناخدا خورشيد "شده بود.همچنين بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر با بزرگداشت اين فيلمبردار همراه بود كه در آن جشنواره آثار شاخص وي به نمايش در آمد.

"چه كسي امير را كشت "آخرين فعاليت سينمايي مرحوم فخيمي بود.

تشييع پيكر اين هنرمند ساعت 9صبح روز 24 مردادماه از مقابل خانه سينما به سوي قطعه هنرمندان بهشت زهرا انجام خواهد شد.

«جواد خدادادي» در پي بيماري قلبي درگذشت

جواد خدادادي به كه دليل عارضه قلبي در بيمارستاني در آلمان بستري شده بود، چهارم شهريور درگذشت و در كشور آلمان به خاك سپرده شد.

بازيگر نقش ابوذر در سريال امام‌علي(ع) چندي پيش به دليل عارضه قلبي در بيمارستاني واقع در دورتموند بستري شده بود.

بازيگر سريال آينه كه 8سال پيش براي مداواي بيماري همسرش به آلمان رفته بود، بهار امسال به ايران بازگشت و تصميم به ادامه فعاليت در عرصه هنر گرفت اما به دليل حاد شدن ناراحتي قلبي خود به آلمان بازگشت.

«فرهاد خان‌محمدي» بازيگر سينما و تلويزيون درگذشت
 
«فرهاد خان‌محمدي» بازيگر سينما و تلويزيون در سن 64 سالگي درگذشت.

اين بازيگر ساعت 13 بعد از ظهر 29 شهريور به دليل ايست قلبي در بيمارستان رسول اكرم در گذشت.

بنا بر اين گزارش، تشييع پيكر اين بازيگر سينما و تلويزيون ساعت 10 صبح روز يكشنبه 31 شهريور از مقابل خانه سينما به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) برپا شد.

وي در همدان متولد شد. تحصيلات ابتدايي را تا اخذ گواهينامه هشتم در همدان بود. سپس در سال 1338 همراه خانواده به تهران آمد. مدتي مشغول كارهاي فني بود و چندين سال در ارتش بعنوان افسر ارشد كار كرد. بعد از آن درسال 1347 وارد عرصه سينما شد.

«فرهاد خان‌محمدي» متولد 1323 بود و بيش از 4 دهه فعاليت داشته است كه شاخص‌ترين آنها دو مجموعه تلويزيوني «سربداران» و «كاراگاه علوي» يك و دو بوده است.

واكنش پنجم، مسافر ري، موميايي3 ، معجزه خنده، آخرين بندر، افعي، پرده آخر، ريحانه، ساوالان، هامون و سرب از ديگر كارهاي سينمايي خان‌محمدي بوده‌اند.

درگذشت "خسرو تسليمي " تهيه‌كننده و مديرتوليد سينما

"خسرو تسليمي " تهيه‌كننده و مديرتوليد سينماي ايران 19 آبان‌ماه در 83 سالگي به علت سكته قلبي درگذشت.
سيروس تسليمي تهيه‌كننده سينما و پسر اين سينماگر گفت: ساعت 2 بامداد امروز حال پدر وخيم شد و او را به بيمارستان امام خميني كرج برديم كه بعد از مدتي به دليل سكته قلبي درگذشت.

مراسم تشييع پيكر وي21 آبان ماه ساعت 10 صبح از مقابل خانه سينما انجام شد.

تسليمي همسر منيره آخوندنيا (منيره تسليمي)بازيگر تئاتر، پدر سيروس تسليمي (تهيه كننده و نويسنده) و سوسن تسليمي (بازيگر و كارگردان تئاتر و سينما) است.

از آخرين كارهاي او به عنوان مديرتوليد مي‌توان به كيش و مات، ازدواج صورتي، الهه زيگورات و بي‌همتا اشاره كرد.
زمان از دست رفته، عبور از غبار، پرنده كوچك خوشبختي ، شايد وقتي ديگر و كفش‌هاي ميرزانوروز از ديگر كارهاي تسليمي به عنوان مدير توليد در سال‌هاي پس از انقلاب است.

"احمد آقالو " در گذشت

"احمد آقالو " بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون امروز پس از يك دوره بيماري به علت سرطان درگذشت.

در سال‌هاي اخير به دليل شدت بيماري، اين هنرمند ديگر در برنامه‌هاي تلويزيون شركت نمي‌كرد و بيشتر در اجراي برنامه‌هاي راديويي فعاليت مي‌كرد.

احمد آقالو متولد 1328 قزوين، فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران است. وي فعاليت هنري را پس از گذراندن دوره شش ماهه بازيگري در هنرستان آزاد هنرپيشگي دانشكده هنرهاي دراماتيك آغاز كرد.

بازي در فيلم "دادشاه " به كارگرداني حبيب كاوش نخستين تجربه سينمايي اوست. از ديگر فعاليت‌هاي آقالو مي‌توان به دوبلاژ، راديو، بازي در تئاتر و مجموعه‌هاي مختلف تلويزيوني اشاره كرد.

درگذشت نابهنگام يكي از اعضاي انجمن فيلم كوتاه

اميد الله‌داد از اعضاي انجمن فيلم كوتاه ايران دوم آذر ماه بر اثر ايست قلبي در سن 29 سالگي جان به جان آفرين تسليم كرد.

مرحوم‌ الله‌داد از اعضاي تهيه كننده انجمن بود كه فيلم‌هاي كوتاه بسياري چون : طوفان سنجاقك (شهرام مكري)، خوره (سعيد حبيبي)، تمام دغدغه‌هاي من (سپهر سپحاني) و چندين كار كوتاه ديگر را تهيه كرده بود.

وي همچنين از اعضاي فعال انجمن بود و بسياري از كارهاي تبليغاتي و انتشاراتي انجمن در دفتر وي "مثلث زرد " انجام مي‌شد.

پيكر وي رسوم آذرماه تشيع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاك سپرده شد.

درگذشت "رضا ارحام صدر " كمدين تئاتر و سينما

رضا ارحام صدر عصر روز يكشنبه 24 آذر ماه در منزل مسكوني خود در شهر اصفهان در 85 سالگي از دنيا رفت.

رضا ارحام صدر بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينما ارديبهشت ماه 1302 در محله پاقلعه‌ بخش 4 اصفهان متولد شد و فعاليت هنري خود را از سال 1326 و بازي در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پايه‌گذاران تئاتر در اصفهان محسوب مي‌شود.

او همچنين در سال 1336 با فيلم "شب نشيني در جهنم " وارد سينما شد و سپس در فيلم‌هايي چون "علي واكسي "، "ستاره‌اي چشمك زد "، "مردان خشن "، "جعفرخان از فرنگ برگشته "، "نصف جهان " و "افسانه شهر لاجوردي " بازي كرد.

از نمايش‌هاي او نيز مي‌توان به "رفيق‌ناجنس "، "بوقلمون‌ها "، "كدام يك از دو "، "دلقك‌ها "، "وادنگ "، "خروس بي‌محل " و... اشاره كرد.

آخرين فعاليت سينمايي اين بازيگر كه به دليل كهولت سن كم‌كار بود، به فيلم ويديويي "درسا " محسن دامادي در سال 84 برمي‌گردد.

درگذشت "فريدون خوشابافرد " صدابردار باسابقه سينماي ايران

"فريدون خوشابافرد " صداگذار و صدابردار با سابقه سينماي ايران روز جمعه 10 بهمن ماه بر اثر سكته قلبي در گذشت.

"فريدون خوشابافرد " صداگذار فيلم‌هايي نظير "تك درخت‌ها "، "تلافي "، "قتل آنلاين " و "انتخاب " در سن 65 سالگي و بر اثر سكته قلبي درگذشت.

مرحوم "فريدون خوشابافرد " كار در سينما را با صدابرداري استوديو "آقاي هيروگليف " به كارگرداني غلامعلي عرفان شروع كرد و آخرين كار به نمايش درآمده، از وي فيلم سينمايي "تلافي " بود كه كار صداگذاري آن را بر عهده داشت.
مراسم تشييع پيكر اين هنرمند فقيد رأس ساعت 10 صبح روز يكشنبه 13 بهمن ماه از مقابل "خانه سينما " برگزار شد.

"مهري مهرنيا " درگذشت

مهري مهرنيا بازيگر قديمي اين بازيگر قديمي سينما، تئاتر و تلويزيون روز 29 بهمن‌ماه پس از مدت‌ها بيماري در بيمارستان باهنر تهران دارفاني را وداع گفت.

مراسم تشييع پيكر اين هنرمند ساعت 10 صبح روز يكشنبه 4 اسفند ماه از مقابل خانه سينما و به سمت قطعه هنرمندان بهشت‌زهرا (س) برگزار ‌شد.

آخرين نقش‌آفريني "مهري مهرنيا " بازي در فيلم‌ "ازدواج به سبك ايراني "(حسن فتحي) بوده است.

فارس

همايش بزرگداشت فردوسي

سال آينده در طوس و برلين برگزارمي‌شود،
همايش بزرگداشت فردوسي
عشق نیکو: رئيس بنياد فردوسي از برگزاري همايش بزرگداشت اين شاعر ملي در ارديبهشت‌ماه سال آينده در طوس و سپتامبر 2009 در برلين خبر داد.

دکتر محمد حسين طوسي‌وند رئيس بنياد فردوسي در گفتگو با مهر ضمن اعلام اين خبر گفت: به دليل تقارن روز بزرگداشت اين حماسه‌سراي بزرگ با مراسم افتتاح شعبه بنياد فردوسي در طوس تصميم گرفتيم همايش بزرگداشت فردوسي را سال آينده در همين شهر برگزار کنيم.

وي افزود: علاوه بر افتتاح شعبه بنياد در خراسان‌رضوي برنامه‌هاي متنوعي برگزار خواهيم کرد که نمايش آثار اساطيري شاهنامه سبک سمبليک يا قهوه خانه‌اي از استاد منوچهر وفايي، عضور هيئت امناي بنياد به مدت يک هفته، ارائه مقالات بوسيله فرهيختگان علم و ادب خارج و داخل کشور پيرامون موضوعات مختلف، برگزاري نقالي و شاهنامه‌خواني در کنار پرده‌هاي استاد وفايي توسط امير حسين صادقي، عضو فعال بنياد از جمله اين برنامه‌هاست.

طوسي‌وند خاطرنشان کرد: اجراي موسيقي محلي، سرودهاي جمهوري اسلامي و سرود "اي ايران" توسط گروه موسيقي آکادمي موزيک با صداي استاد رشيد وطن دوست، بازديد جمعي از موزه کتابخانه آستان قدس رضوي، تشکيل مجمع عمومي و انتخاب شوراي مرکزي شاخه طوس و بازديد جمعي از شاعران علم وادب ايران عطار و خيام در نيشابور از ديگر برنامه‌هاي ماست.

وي خاطرنشان کرد: زمان برگزاري اين همايش از روز دوشنبه 19 ارديبهشت ماه لغايت روز شنبه 26 ارديبهشت است.

به گفته رئيس بنياد فردوسي، در اين همايش پس از انتخاب اعضاي جديد شواري مرکزي شعبه بنياد در طوس، سند شعبه خراسان رضوي با حضور نماينده سازمان ميراث فرهنگي به منتخبان شوراي مرکز بنياد در طوس واگذار خواهد شد.

طوسي‌وند همچنين از برگزاري همايش بزرگداشت فردوسي در برلين آلمان خبر داد و تصريح کرد: از مدتها پيش به دنبال برگزاري همايش بزرگداشت فردوسي در آلمان بوديم که بر اساس برنامه‌ريزيها قراراست اين همايش با هماهنگي قبلي سفارت جمهوري اسلامي ايران و سفير محترم جناب شيخ عطار به مدت دو روزاز  11 الي 12 سپتامبر در برلين برگزار شود.

بنياد فردوسي از زمان تاسيس در سال 82 تا کنون فعاليتهاي زيادي در شاهنامه‌پژوهي و معرفي شاهنامه در داخل و خارج از ايران داشته است.

دکتر محمد طوسي‌وند، شاهنامه‌پژوه وپزشک جراح مغز و اعصاب، بنيانگذار اين بنياد خصوصي است و دکتر ميرجلال الدين کزازي، دکتر حسن انوشه، دکتر جلال خالقي مطلق، دکتر فريدون جنيدي، دکتر قدمعلي سرامي از جمله اعضاي اين بنياد هستند.

مراقب چشم‌هايتان باشيد

خطر استفاده از مواد محترقه غيراستاندارد
مراقب چشم‌هايتان باشيد
عشق نیکو: رئيس مركز تحقيقات چشم دانشگاه ايران گفت: استفاده از مواد غيراستاندارد محترقه صدمات جبران‌ناپذيري را براي افراد در پي خواهد داشت.
دكتر مسعود ناصرپور در حاشيه نشست خبري انجمن اشك كه در خصوص چهارشنبه‌سوري و پيامدهاي ناگوار ناشي از به‌كارگيري وسايل و مواد محترقه برگزار شد، در گفتگو با ايرنا در خصوص اثرات استفاده از مواد محترقه غيراستاندارد گفت: هر چه مواد محترقه غيراستانداردتر باشند، ميزان تلفات و عوارض ناشي از آن بيشتر خواهد شد. استفاده از موادي مانند اسپري‌ها و آمپول‌ها (آب مقطر) در داخل آتش و ايجاد انفجارهاي خطرناك 6 برابر ساير مواد محترقه است.

وي افزود: افرادي كه از وسايل دست‌ساز و خطرناك خانگي در مراسم آتش‌بازي استفاده مي‌كنند، 16 برابر افرادي كه مواد استاندارد به كار مي‌برند، دچار حوادث خطرناك مي‌شوند.

وي در خصوص راهكارهاي پيشنهادي براي خانواده‌ها براي در امان ماندن از اين آسيب‌ها گفت: اصولا ارائه هر گونه راهكاري بدون همدلي و همكاري خانواده‌ها در اين خصوص ميسر و ممكن نخواهد بود.

مسعود ناصري‌پور افزود: در تحقيقات انجام گرفته در خصوص به‌كارگيري مواد محترقه و عوارض ناشي از آن خانواده‌ها چند راهكار پيشنهاد دادند كه بسيار مورد توجه است.

وي گفت: بيشتر خانواده‌ها مصر هستند مراكز مشخصي تحت نظر نيروهاي حفاظتي و امنيتي با امكانات گسترده نظير اورژانس، آتش‌نشاني و ساير دستگاه‌هاي ذي‌ربط براي جلوگيري از بروز هر گونه خطر احتمالي براي اجراي يك مراسم سالم ايجاد شود.

همچنين مردم خواستار استفاده از مواد محترقه‌اي هستند كه از استانداردهاي لازم برخوردار و داراي دستورالعمل‌هاي لازم براي استفاده نيز باشد.

رئيس انجمن چشم پزشكي ايران گفت: اطلاع‌رساني در طول سال‌هاي گذشته در ميزان مرگ‌ومير و مجروحان ناشي از آتش‌بازي در چهارشنبه‌سوري تاثير زيادي داشته است.

دكتر هرمز شمس در حاشيه اين نشست خبري گفت: همه ساله شاهد اتفاقات ناگواري در اين زمينه هستيم و در سال‌هاي اخير مشاهده كرده‌ايم كه اطلاع‌رساني درست و فرهنگ‌سازي مناسب مي‌تواند در كاهش صدمات تاثيرگذار باشد.

نماينده بيمارستان فارابي و فوق‌تخصص جراحي قرنيه نيز در اين جلسه با اشاره به نتايج يك تحقيق 3 ساله گفت: آسيب‌هاي چشمي چهارشنبه‌سوري در زمره دلايل اصلي آسيب‌هاي شديد چشمي و نابينايي (تك‌چشمي) در كشور محسوب مي‌شود.

وي افزود: در مدت 3 سال (از سال 83) مطالعاتي روي اين پديده اجتماعي در بيمارستان فارابي انجام شد كه بيش از 50 نوع آسيب مختلف خفيف و شديد در اثر آتش‌بازي مشاهده شد.

فرزاد محمدي خاطرنشان كرد: بين 150 تا 200 بيمار در سال به دليل آسيب چشمي به اورژانس بيمارستان فارابي مراجعه كرده‌اند كه حدود 50‌درصد موارد آسيب شديد و 10 درصد موارد نياز به بستري پيدا كردند.

فوق‌تخصص و جراح قرنيه چشم افزود: حدود 50 درصد مراجعان به بيمارستان وضعيتي وخيم دارند كه شدت جراحات آنها تاثيري ماندگار در ظاهر آنها دارد.

وي گفت: اين ميزان مراجعه نشاندهنده شدت و بزرگي حادثه در مقياس بيمارستاني است كه رقم بسيار قابل ملاحظه‌اي محسوب مي‌شود.

وي مهم‌ترين راهكار مناسب براي داشتن يك برنامه سالم و مفرح در چهارشنبه‌سوري را برگزاري مراسم نورافشاني كلي در سطح شهر توسط نهادهاي غيردولتي يا مراكز انتظامي دانست.

حكم اعدام شهلا تاييد شد

پس از برگزاري 2جلسه
حكم اعدام شهلا تاييد شد
عشق نیکو: پس از برگزاري 2 جلسه از محاكمه شهلا در شعبه 1147 دادگاه بعثت، حكم دادگاه بدوي به تاييد رسيد و زني كه متهم است همسر ناصر محمدخاني را به قتل رسانده است، بار ديگر در يك قدمي قصاص قرار گرفت.
به گزارش جام‌جم، به دنبال ارسال پرونده خديجه جاهد (شهلا) به شعبه 1147 مجتمع قضايي بعثت كه متهم است سال 81 در ميدان كتابي تهران ، لاله سحرخيزان را به قتل رسانده است ، متهم پس از دستگيري و اعتراف به جنايت در شعبه وقت 1154 دادگاه جنايي تهران محاكمه و از سوي قاضي جعفرزاده به قصاص محكوم شد.

پس از محكوميت شهلا، پرونده وي در چندين مرحله به درخواست وكيل وي مورد بررسي و رسيدگي قرار گرفت و 22‌قاضي با بررسي پرونده قطور در شعب مختلف ديوان و تشخيص ديوان عالي كشور اعلام كردند شهلا عامل جنايت است.

به دنبال اين ماجرا، پرونده بار ديگر به دستور رئيس قوه‌قضاييه به شعبه هم‌‌عرض رسيد و اين بار اسفند امسال قاضي حسين‌پور رئيس شعبه 1147 در 2 جلسه به پرونده رسيدگي كرد و لايحه دفاعي وكيل مدافع و شهلا ضميمه اين پرونده شد.

اين گزارش حاكي است ، روز گذشته حكم قصاص شهلا از سوي قاضي شعبه تاييد شد و به عبارتي اولين حكم صادره از سوي قاضي وقت شعبه 1154 دادگاه جنايي پس از چند سال كش و قوس بار ديگر به تاييد قاضي اين شعبه نيز رسيد.

چهارشنبه ‌سوري با طعم وحشت

گزارش «عشق نیکو» از حال و هواي شهر در آخرين چهارشنبه سال
چهارشنبه ‌سوري با طعم وحشت
عشق نیکو: تا رسيدن به خانه با صداهاي مهيبي كه بيشتر به انفجار نارنجك و ديناميت شبيه است تا انفجار ترقه، هزار بار مي‌ميري و زنده مي‌شوي. با ديدن نوري كوچك از دور بلافاصله گوش‌هايت را مي‌گيري و منتظر صداي انفجار مهيبي مي‌شوي. تا زماني كه به خانه برسي هرچه دعا بلدي مي‌خواني تا شب عيد، سالم به خانه برسي و مجبور نشوي تعطيلات سال نو را روي تخت بيمارستان سپري كني.

 بازهم چهارشنبه آخر سال و باز هم قصه آتش و انفجار و فاجعه، درحالي‌كه تمام شهر پر شده از ترقه و ترقه‌فروش، در و ديوار از خطر مي‌گويند و هشدار مي‌دهند به اين‌كه آخر سالتان را با فاجعه گره نزنيد و باز هم ترقه ، نارنجك و ديناميت است كه فروخته مي‌شود و صداهاي مهيب است كه گاه و بي‌گاه تنمان را مي‌لرزاند و جالب اين‌كه با وجود تمام توصيه‌ها، هشدارها، تهديدها و... هرچه به آخرين چهارشنبه سال نزديك‌تر مي‌شويم، صداي انفجارها كركننده‌تر مي‌شود.

امروزه، از بسياري از رسوم كهن چهارشنبه‌سوري ديگر اثري به جاي نمانده، اما چيزي كه جايگزين اين رسوم شده است، صداهاي مهيبي است كه هر سال از سال پيش، بلندتر و وحشتناك‌تر مي‌شود و شهر را در شب چهارشنبه‌سوري تبديل به ميدان جنگ مي‌كند.

يك ميدان جنگ واقعي !

همه‌ساله مراسم چهارشنبه ‌سوري در كشورمان با شور و هيجان و سر و صداي بيشتري برگزار مي‌شود و در اين ميان، اقلام و وسايلي كه براي برپايي اين جشن مورد استفاده مردم و بويژه جوانان و نوجوانان قرار مي‌گيرد متنوع تر و كوچك‌تر اما خطرناك‌تر و صداي انفجارشان مهيب‌تر مي‌شود.

اگر سال‌ها پيش، جمع شدن دوستان و فاميل دور هم، مراسم قاشق زني و روشن كردن بوته‌هاي كوچك آتش و پريدن از روي آن، به شبهاي چهارشنبه‌ سوري رونق مي‌داد اما اكنون ديگر سال‌هاست كه خاطره آيين كهن چهارشنبه‌ سوري با صداهاي مهيب انفجار نارنجك‌هاي دست‌ساز، ترقه و ديناميت در كوچه و خيابان بتدريج به فراموشي سپرده مي‌شود.

برخي آداب و رسوم و آيين‌هاي ايراني در گذر زمان چنان دچار تغيير و تحولات بنياديني مي‌شوند كه كاركرد اوليه خود را از دست مي‌دهند و ماهيتي متفاوت از معناي واقعي، مي‌يابند ، جشن شب چهارشنبه‌ سوري كه يكي از آيين‌هاي كهن ما ايرانيان است نيز در حال حاضر مصداق بارز اين ادعاست.

چند سالي است كه شادي فرارسيدن نوروز در روزهاي پاياني هر سال با تراژدي چهارشنبه‌سوري تلخ مي‌شود.

شب وحشت

آمارهاي مراكز اورژانس و بيمارستان‌ها بيانگر اين واقعيت تلخ است كه نقص عضو و مرگ و مير ناشي از سوختگي در اسفندماه به دليل استفاده از مواد محترقه خطرناك نسبت به ماه‌هاي ديگر افزايش مي‌يابد كه در اين ميان جوانان و نوجوانان بيشترين قربانيان شعله‌هاي دامنگير آتش چهارشنبه ‌سوري هستند ، به طوري كه تنها در اسفند سال 85 حدود 229  مرگ ناشي از سوختگي در كشور اتفاق افتاد كه اين رقم در مقايسه با بهمن ماه همان سال 16.2 درصد افزايش را نشان مي‌داد يعني در مجموع فقط در اسفندماه سال 85 حدود 2403  نفر بر اثر سوختگي جان خود را از دست دادند ، همچنين فقط در يك شب چهارشنبه پاياني سال 84 بي احتياطي و سهل انگاري‌هاي خواسته و ناخواسته بيش از 400 معلول و نقص عضو از ناحيه چشم بر جاي گذاشت. 

استقرار اكيپ‌هاي آتش‌نشاني در سطح شهر

براساس آمار موجود سال 83 و 84 از نظر تعداد عمليات آتش‌نشاني و بروز حوادث و آتش‌سوزي‌هاي ناشي از مواد محترقه، پرحادثه‌ترين شب چهارشنبه‌سوري درشهرها و بخصوص درتهران بوده است.

بر اين اساس، سازمان آتش‌نشاني به عنوان يكي از دستگاه‌هاي اجرايي درگير مراسم چهارشنبه پاياني سال قرار است  در 170 نقطه اكيپ‌هاي ويژه‌اي را مستقر كند، همچنين علاوه بر آن،  85 اكيپ سيار نيز در ايستگاه‌هاي آتش‌نشاني سطح شهر تهران مستقر خواهند شد.

مزاحمان مردم تا پايان تعطيلات نوروزي مهمان بازداشتگاه 

اقدامات دستگاه‌هاي اجرايي براي آخرين چهارشنبه سال تنها به امدادرساني حادثه‌ديدگان ختم نمي‌شود بلكه نيروي انتظامي نيز بعنوان مرجع برقراركننده نظم و امنيت در جامعه براساس هماهنگي‌هاي صورت گرفته با مقامات قضايي سراسر كشور قرار است با ناامن‌كنندگان جامعه و افرادي كه براي مردم مزاحمت ايجاد مي‌كنند، بشدت برخورد كند.

فرمانده نيروي انتظامي در هشداري از برخورد جدي با اخلالگران شب چهارشنبه آخر سال خبر مي‌دهد و  مي‌گويد: پليس مخالف شادي و تخليه هيجانات مردم بويژه جوانان نيست، اما مزاحمت ، خطرآفريني ، اوباشگري و تخريب موضوع ديگري است كه پليس بشدت با آن برخورد خواهد كرد.

فرمانده نيروي انتظامي به والدين توصيه مي‌كند چهارشنبه پايان سال در كنار فرزندان خود باشند تا مواد ايمن و بي‌خطر از سوي آنها مورد استفاده قرار گيرد.

اما تدابير پليس براي برخورد با اخلالگران آخرين چهارشنبه سال تنها به اين موارد ختم نمي‌شود چراكه  طبق هماهنگي با مقامات قضايي ، دستور بازداشت افرادي كه شب چهارشنبه آخر سال دستگير مي شوند تا 15 فروردين سال 88 صادر شده است ؛ به طوري كه مزاحمان مردم در آخرين چهارشنبه سال تا روز 15 فروردين سال 88 در بازداشت پليس مي‌مانند و خودروي آنها نيز تا پايان تعطيلات نوروزي توقيف مي‌شود.

توصيه‌ها را جدي بگيريد

سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران نيز به عنوان يكي از متوليان مقابله با شرايط بحران به منظور پيشگيري از بروز حوادث در مراسم شب چهارشنبه آخر سال توصيه‌هايي به والدين و بويژه نوجوانان و جوانان دارد:
از نگهداري مواد محترقه و وسايل آتش بازي در نزديكي وسايل حرارتي و برقي پرهيز كنيد. 

هنگام برپايي آتش در داخل يا خارج ساختمان از دسترسي به كپسول اطفاي حريق و  جعبه كمك‌هاي اوليه اطمينان حاصل كنيد. 

از برپايي آتش‌هاي حجيم و غيرقابل مهار خودداري كنيد. از برپايي آتش در معابر باريك و در نزديكي پست‌هاي برق يا ايستگاه‌هاي تقليل فشار گاز و پاركينگ‌هاي عمومي اجتناب كنيد.

روابط عمومي دانشگاه علوم پزشكي ايران طي اطلاعيه‌اي با اشاره به حوادث و سوانحي كه بر اثر بي احتياطي در استفاده از مواد محترقه در كمين مردم و بخصوص جوانان و نوجوانان است ، اين‌گونه هشدار مي‌دهد كه اگر  نوجوانان و جوانان فقط يك‌بار گذرشان به بيمارستان‌هاي سوختگي بيفتد و از نزديك ببينند كه پانسمان‌هاي سوختگي تا چه حدي دردناك است در تمام طول عمرشان هيچ گاه سراغ چنين شادي‌هاي خطرناكي نمي‌روند.

پخش تصاويري وحشتناك از آسيب‌ديدگان شب‌هاي چهارشنبه‌سوري‌ حادثه آفرين به همراه صدها و هزاران بار توصيه و هشدار براي بسياري از نوجوانان و جوانان تبديل به داستاني تكراري شده كه شايد كمتر كسي حوصله شنيدن آن  را داشته باشد اما آمار بالاي سوانح و حوادث سوختگي‌هاي عميق منجر به قطع عضو و حتي مرگ بيانگر اين واقعيت است كه بايد همچنان هشدار داد و توصيه كرد تا شايد گوش‌هايي كه زنگ خطرها را حس مي‌كنند، از خواب غفلتي كه حاصلي جز يك عمر پشيماني ندارد، بيدار شوند. 

پوران محمدي

حكايت هيزم تا ترقه

نگاهي به تاريخچه چهارشنبه‌سوري و شكل تحريف‌شده آن
حكايت هيزم تا ترقه
عشق نیکو: ديگر چيزي به نوروز نمانده است، بجز تب و تاب تداركات سال نو، غروب هر روز، صداي ترقه بازي بچه‌ها و صدالبته بزرگترها به گوش مي‌رسد.

اگر از آنهايي كه سن و سالي را گذرانده‌اند، درباره نوروز و آداب و رسوم و جشن‌هاي مربوط به آن بپرسي، خاطرات زيبا و دلنشيني مي‌شنوي و سپس كه بيشتر فكر مي‌كني به اين نتيجه مي‌رسي كه در طول سال‌هاي اخير، چقدر از آداب و رسوم جانبي نوروز، ديگر آن شور و حال سابق را ندارند، ماهيت بعضي سنت‌ها تغيير يافته است و برخي هم به طور كامل فراموش شده‌اند. قديم‌ترها در روزهاي پاياني سال، دسته‌اي از خنياگران كه نوروزخوان نام داشتند در كوچه و خيابان‌هاي شهرها و روستاها به راه مي‌افتادند و نوروزخواني مي‌كردند و به اين گونه رسيدن سال نو را خبر مي‌دادند؛ اما اكنون اين صداهاي عجيب و غريب انواع و اقسام ترقه، مي‌خواهند نقش همان پيام‌آوران بهار و نوروز را ايفا كنند.

چهارشنبه‌سوري از كجا آمده است؟

چهارشنبه‌سوري، تركيبي است از «چهارشنبه» كه پنجمين روز هفته است و «سوري» كه براي زبان‌شناسان مفهوم فراواني دارد و بيشتر آن را به معناي جشن و سرور مي‌دانند. اين جشن پيش درآمدي براي جشن نوروز است كه ريشه در باورهاي بسيار كهن آريايي‌هاي كوچ كرده به ايران زمين دارد.

نخستين چهارشنبه‌سوري در زمان منصور بن نوح ساماني و در ماه شوال سال 350 هجري قمري در محله مرليان بخارات برگزار شد و از آن پس همچنان ادامه يافت.

يك اعتقاد درباره جشن چهارشنبه‌سوري اين است كه مختار ثقفي قرار گذاشته بود كه روز پنجشنبه آخر صفر انقلابش را شروع كند؛ اما چون دشمنانش از اين موضوع باخبر شدند، شروع قيام را يك روز جلو انداخت و براي آگاهي هوادارانش دستور داد كه سه‌شنبه شب، بر بام خانه‌ها آتش بيفروزند.

ايرانيان باستان نيز نور را مظهر ايزد مي‌دانستند. از آن زمان كه آتش شناخته شد و براي روشن كردن شب‌هاي تار‌آمد، همواره سمبل گرما و نور و رونق‌بخش اجاق خانه‌ها بود. بعدها افروختن آتش كه نشانه پيروزي روشنايي بر تباهي، بيماري و نكبت بود، مرسوم شد و اين گونه است كه در غروب آفتاب، آن گاه كه خورشيد مي‌رود تا چند ساعتي از ديده‌ها پنهان باشد مردم كپه‌‌هاي هيزم را روي هم مي‌گذارند، دور هم جمع مي‌شوند و خورشيد كه در جايگاهش فرو رفت، هيزم‌ها را به آتش مي‌كشند. شايد هم مي‌خواهند‌آن را جايگزين خورشيد تابنده كنند.

از روي آتش مي‌پرند و با گفتن جمله «زردي من از تو، سرخي تو از من»، بيماري و زردي را از خود دور مي‌كنند و سرخي و سرحالي آتش را براي خود مي‌خوانند و زرد رويي را به خاكستر مي‌‌اندازند.

در برخي مناطق شيراز، سنت آتش‌افروزي بيشتر خانوادگي است و تعداد كپه‌‌هاي هيزم بايد فرد باشد. بعضي محققان عقيده داشته‌اند كه آتش‌‌افروزي بر بام‌ها از اصالت بيشتري برخوردار است.

بتركه چشم‌ حسود!

در بسياري از شهرها و روستاهاي ايران، اسفند و كندر را براي دفع چشم زخم و تنگ‌نظري‌ها در آتش مي‌ريزند تا يك سال آنها را از بلا و چشم زخم در امان نگاه دارد.

در گذشته، تهيه اسفند هم در بعضي نقاط ايران آداب خاصي داشته است. به اين صورت كه يك نفر در غروب آفتاب از 7 مغازه‌دار مي‌پرسيد كه اسفند دارند يا نه و در نهايت بر مي‌گردد و از اولين مغازه اسفند مي‌خرد. صاحب مغازه بايد سيد باشد و شال سبزي هم به كمر بسته باشد.

شبي پر از شور و حرارت

كوزه‌شكني در شب چهارشنبه آخر سال، يكي از رسم‌‌هاي مربوط به اين شب بوده است. در قديم كه ظرف آب مردم تنها كوزه بود، در چنين شبي اين كوزه را مي‌شكستند؛ چرا كه كوزه‌هاي آب، لعاب نداشت و اگر پس از يك سال استفاده آن را نمي‌شكستند، بسيار سياه و چركين مي‌شد. هر كس را هم كه مي‌‌خواستند به نهايت خست و تنگ چشمي وصف كنند، مي‌گفتند: «كوزه 2 ساله در خانه دارد!»

فالگيري، بلاگرداني، قاشق‌زني و بخت‌گشايي از آداب و رسوم جالبي بوده كه  به مرور زمان كم‌رنگتر يا بهتر بگوييم محو شده است. اين مراسم بيشتر، كار جوان‌ها بوده و در هر مكاني به صورتي متفاوت و به عنوان نشانه‌هايي از نيكخواهي و آرزوهاي خوش و شاد براي سال آينده تلقي مي‌شده است. در استان‌هاي شمالي و مناطق آذربايجان رسم بوده است كه پسران جوان بويژه آنهايي كه نامزد داشته‌اند، يك جعبه چهارگوش را كه با كاغذ‌هاي رنگي زينت شده بود از پشت‌بام خانه نامزدشان به داخل خانه‌اش مي‌فرستادند يا آن را از جلوي پنجره اتاقش آويزان مي‌كردند و صاحبخانه هم به تناسب توانايي‌اش، خوردني، پوشيدني و پارچه در آن قرار مي‌داد كه اين رسم را كجاوه‌اندازي مي‌‌ناميدند.

قديمي‌‌ها آجيل چهارشنبه‌سوري داشتند. چه آجيل مفصلي! بادام، پسته، فندق، گردو، هسته زردآلو، هلو، نخود، كشمش و نقل؛ البته اكنون هم اين آجيل وجود دارد، ولي ديگر مانند گذشته‌ها بر‌‌بودنش صحه‌اي نمي‌گذارند. در برخي مناطق ايران در اين شب، آش مي‌پزند و اين آش، مجموعه‌اي از همه دانه‌‌ها، سبزي‌‌ها و مواد اوليه غذايي را با خود دارد به اين اميد كه در سال آينده روزي افراد خانواده پر بركت باشد. آنهايي هم كه نذري دارند، آش مي‌پزند و مواد اوليه‌اش را با مراسم قاشق‌زني گرد مي‌آورند. قاشق‌زني براي جوانان بيشتر جنبه تفنني داشته است و به اين صورت بوده كه جوانان چادري بر سر مي‌اندازند و با يك قاشق و كاسه به درخانه‌ها مي‌روند و بدون آن كه چيزي بگويند با قاشق به كاسه مي‌زنند تا صاحبخانه به‌ آنها چيزي بدهد.

دختران دم‌بخت هم در اين شب، بيكار نمي‌نشينند و مراسمي مانند گره‌گشايي و گردوشكني را انجام مي‌دهند به اميد آن كه در سال نو، قدم به خانه بخت بگذارند.

ايرانيان در گذشته و از آنجا كه چهارشنبه سوري را پيشواز سال نو مي‌دانستند، در اين شب تفال مي‌زدند و ظريف‌ترين و زيباترين آداب را براي تفال بر سال آينده‌شان بر مي‌گزيدند كه اين آداب با جشن بزرگ نوروز هم هماهنگي داشته، مانند فال كوزه كه با ترانه و سرود هم همراه بوده است. سالخوردگان هم داستانسرايي مي‌كردند و با اين داستان‌‌ها با سرماي زمستان خداحافظي مي‌كردند.

فال‌گوش‌نشيني

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا ‌آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي‌كنند و از خانه بيرون مي‌روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي‌ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي‌سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبت كردن رهگذران تفال مي‌زنند.

حيف نيست اين مراسم با آن همه جذابيتي كه در گذشته داشته است، اين‌گونه رنگ ببازد و تبديل شود به بازي‌هاي خطرناك؟

اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوي خود را برآورده مي‌پندارند، ولي اگر سخنان تلخ و اندوه‌زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

قاشق‌زني

زنان و دختران آرزومند و حاجت‌دار، قاشقي با كاسه‌اي مسين برمي‌دارند و شب‌هنگام در كوچه و گذر راه مي‌افتند و در برابر هفت خانه مي‌ايستند و بي‌آن كه حرفي بزنند، پي‌درپي قاشق را بر كاسه مي‌‌زنند. صاحبخانه كه مي‌داند قاشق‌زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن يا مبلغي پول در كاسه‌هاي آنان مي‌گذارد. اگر قاشق‌زنان در قاشق‌زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان، بويژه جوانان چادري بر سر مي‌اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق‌زني در خانه‌هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي‌روند.

تقسيم آجيل چهارشنبه‌سوري

زناني كه نذر و نيازي مي‌كردند، در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت‌مغز به نام «آجيل چهارشنبه‌سوري» از دكان رو به قبله مي‌خريدند و پاك مي‌كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي‌كردند و مي‌خوردند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي‌كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه‌سوري جنبه نذرانه‌اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه‌سوري شده است.

گردآوردن بوته، گيراندن و پريدن از روي آن و گفتن عبارت «زردي من از تو، سرخي تو از من» شايد مهم‌ترين اصل شب چهارشنبه‌سوري است. هرچند كه در سال‌هاي اخير متاسفانه اين رسم شيرين  جايش را به ترقه‌بازي و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناك داده است.

مراسم كوزه‌شكني

مردم پس از آتش‌افروزي مقداري زغال به نشانه سياه‌بختي، كمي نمك به علامت شورچشمي و يك سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه‌اي سفالين مي‌اندازند و هريك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي‌چرخاند و آخرين نفر، كوزه را بر سر بام خانه مي‌برد و آن را به كوچه پرتاب مي‌كند و مي‌گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره‌بختي، شوربختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي‌كنند.

آش چهارشنبه‌سوري

خانواده‌هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند، براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي‌كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا»‌يا «آش بيمار» مي‌پختند و آن را اندكي به بيمار مي‌خوراندند و بقيه را هم ميان فقرا پخش مي‌كردند.

سرود «زردي من از تو/ سرخي تو از من»

هر خانه زني خاكستر را در خاك‌انداز جمع مي‌كند، و آن را از خانه بيرون مي‌برد و در سر چهارراه، يا در آب روان مي‌ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي‌كوبد و به ساكنان خانه مي‌گويد كه از عروسي مي‌آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است. در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي‌گشايند. او به اين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي‌برد.

بانگ ترقه از من، رنگ پريده از تو!

براستي، آيا رسم چهارشنبه سوري در گذشته بسيار با حلاوت و دلچسب‌تر نبوده است؟

آنچه گفته آمد، تنها اندكي است از آداب و رسوم بيشماري كه در گذشته وجود داشته است. انصافا كداميك از اين آداب به گرمي و حرارت گذشته اجرا مي‌شود و اصلا آيا نمي‌‌توان گفت كه از بسياري از آنها حتي نشاني نيز در دست نيست؟ هر چند در بسياري از روستاها و مناطق مختلف كشور، هنوز آثاري از آن به چشم مي‌‌خورد، ولي سوال اين است كه حيف نيست اين مراسم با آن همه جذابيتي كه در گذشته داشته است، اين‌گونه رنگ ببازد و تبديل شود به بازي‌هاي خطرناك؟ يادمان باشد چهارشنبه‌سوري، پيام‌آور فرا رسيدن نوروز است و قدمتي دارد به اندازه خود نوروز نگذاريم، هر سال با ماهيت و پيام اصلي خود بيشتر فاصله بگيرد.

صداهاي مهيب و وحشتناكي كه اين روزها در كوچه و خيابان‌‌ها به گوش مي‌رسد و تن هر رهگذري را مي‌لرزاند، نمي‌تواند نشاني از يك آئين كهن باشد و بيشتر به ابزاري مي‌ماند براي آزار ديگران و گاه نشان از رفتاري نادرست است كه به غلط نام جشن و سرور بر خود دارد. بياييد به آنچه از نياكان خود به يادگار داريم ارج نهيم و در حفظ سنت‌هاي زيباي ايراني خود بكوشيم و بدون كم و كاست، آنها را به نسل‌هاي ديگر انتقال دهيم.

ليلا ملا